مجتبی اصغری فرزقی(کیان)-مشهد

غزلی تقدیم حضرت مهدی (عج) 

در چشم هایت شعر داری ماه کنعانی

بلبل به لکنت می زند وقتی غزلخوانی

بالا بلندی دست ِ ماهم گاه کوتاهست

خورشید می ماند برای پرتو افشانی

یوسف که  زیبا نیست وقتی چهره بگشایی

انگار خورشیدی نشسته روی پیشانی

در گامهایت باغ هایی می شکوفد سبز

زیرا شما اولاد دریا...آب و بارانی

ما  در کویری خشک... تنها با دهانی باز

امیدِ مان اینست ...تا آبی بنوشانی

تاریک شد وقتی که رفتی ماه هم کوچید

باید شما خورشید را بر ما بتابانی

با یاس ها هم نسبتی با گل که خویشاوند

حتی مسیر باغ ها را خوب می دانی

ما انتظارت را غروب جمعه ها داریم

وقتی بیایی جشن می گیریم و مهمانی

 

مجتبی اصغری فرزقی(کیان)-مشهد

وبلاگ : http://mo1351.blogfa.com

/ 1 نظر / 15 بازدید
فعال ظهور

عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی سلام...